یکشنبه، 15 تیر 1399 18:14 کد خبر : 13990415002
به گزارش رهیافت جنوب
نویسنده خبر :امین روانان
یکی از دغدغه های اصلی زندگی ایشان شغل متناسب با استعداد ایشان در حوزه ارشاد است که تا کنون موجب بی مهری ارگان های فرهنگی قرار گرفته است .
رتبه برتر شاعر شهرستان بهمئی در جشنواره ملی شعر طنز کرونا / رسول سنایی باز هم درخشید/عدم حمایت ارشاد استان از جذب این نیرو

شعر طنر شاعر کهگیلویه و بویراحمدی در بین 160 اثر شاعران کشور در جشنواره ملی شعر طنز کرونا مقام اول را کسب کرد.


به گزارش پایگاه خبری رهیافت جنوب ؛شاعرطنز پرداز هم استانی موفق شد در جشنواره ملی شعر طنز کرونا رتبه اول را به خود اختصاص دهد.

 

جشنواره ملی شعر طنز کرونا به میزبانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان همزمان با میلاد با سعادت امام رضا(ع) برگزار شد که در آن 160 اثر از سراسر کشور در حوزه شعر طنز با موضوع کرونا شرکت داشت.

 

اثر طنز رسول سنایی، شاعر طنز پرداز کهگیلویه و بویراحمدی در این جشنواره بعنوان اثر برتر از نظر هیئت داوران جشنواره صاحب مقام نخست شد.

سنایی از فرزندان فرهیخته بهمئی و رئیس انجمن شعر و ادب این شهرستان است که تاکنون موفق به کسب افتخارات منطقه ای و ملی زیادی در حوزه شعر طنز شد و همچنانیکی از دغدغه های اصلی زندگی ایشان شغل متناسب با استعداد ایشان در حوزه ارشاد است که تا کنون موجب بی مهری ارگان های فرهنگی قرار گرفته است.

 

اثر طنز انتخاب شده سنایی شعر زیر است:


"کرونا نامه"

شنیدم کرونا از ایران زمین
فرستاد پیکی به دربار چین

***

رسید و زبان پیش خاقان گشود
به چینی خدا را ستایش نمود

***

،،اوهاهی اوهاهو هیامی  هیو
هوه هو مهاهی هیاوی تیو،،

***

قضا خواست ما را به ایران برد
و البته همراه ،، ماهان،، برد

***

همان روز در قم فرود آمدیم
و مابین  مردم فرود آمدیم

***

چنان گرم ما را پذیرا شدند
گمانم که دلبسته ی ما شدند

***

نزد دست رد هیچ برسینه مان
نکردند حتی قرنطینه مان

***

ز تهران و تبربز تا شهر ری
نکردند الکل به ما اسپری

***

ندیدم مریضی خطابم کنند
به ضلعِ چپ خود حسابم کنند

***

وزیران به ما مبتلا گشته اند
ولی در شگفتم چرا گشته اند

***

هدف ابتلای وزیران نبود
جسارت به قشر مدیران نبود

***

ولی سالها مانده تا همچنان
درارم سر از کار ایرانیان

***

به جان خودم گونه ای نادرند
که در چرخه مرگ هم تاجرند

***

در این هیرو ویری که ما آمدیم
و در مرکز شهر اردو زدیم

***

به کل الکل و ماسک نایاب شد
به هر گوشه ای شایعه باب شد

***

به یک باره شد نرخ صابون گران
دلم سوخت از بهر صابونیان

***

چنان بلبشویی شد اندر کرج
که از بیخ و بن زندگی شد فلج

***

یکی گفت درمان پیاز است و سیر
که تایید کرده ست شخص وزیر

***

یکی فکر تجویز ،بهنوش، بود
که داروی درمانِ ما توش بود

***

یکی از خواص فلان چیز گفت
ز بابونه با چای و گشنیز گفت

***

و تا شیخ این ماجرا را شنفت
کلیپی فرستاد در پیج و گفت

***

هر آنکس نشد سیر از جان خود
کند روغن و‌ پنبه در کان خود

***

مرا تاب آزار این خلق نیست
بفرما در این برهه دستور چست؟

***

فرستاده را داد پاسخ پکن
کماکان در آن خطه اردو بزن

***

برو خلق بدبخت را نفله کن
همان قشر جان سخت را نفله کن

***

مبادا روی سمت مسئولها
روی یک قدم سوی خرپولها

***

که ایران به بازار ما آشناست
خریدار بنجلترین جنس ماست

***

چو ایران نباشد پکن هم مباد
و در دخل ما یک تومَن هم مباد

انتهای پیام/

نظر جدید

نظرات
  • نادر
    یکشنبه، 15 تیر 1399 18:30
    0
    درودبرسنایی
    پاسخ ها به این نظر
  • بقائی
    یکشنبه، 15 تیر 1399 18:52
    1
    درود به شاعر فریخته بهمئی جناب رسول سنائی امیداست مورد حمایت مسئولین قرار گیرد
    پاسخ ها به این نظر
    بقائی
    دوشنبه، 16 تیر 1399 03:59
    0
    هر جا نام رسول سنایی میدرخشد حریفی نخواهید دید.صد البته که تود استاد سنایی هم زیاران چشم یاری ندارد دگر
  • هاشم صبوری
    دوشنبه، 16 تیر 1399 12:01
    0
    درود بر برادر و شاعر عزیز و دوست داشتنی آقای سنایی .آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما
    پاسخ ها به این نظر
  • علی
    یکشنبه، 02 شهریور 1399 17:14
    0
    درود ،،
    پاسخ ها به این نظر
پربازدیدها
پربحث ترین ها