یکشنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ ۰۹:۳۴ کد خبر : 13981120002
نقدی بر فضای انتخابات کهگیلویه بزرگ
نویسنده خبر :سیروس بزمی
در مکتب نوسازی که به علل و چرایی عقب ماندگی کشورهای جهان سوم پرداخته می شود، یکی از دلایل فرهنگی و روانشناختی عقب ماندگی این جوامع را در ارتباط با تفکر فردگرایی و نظریه خیر محدود می دانند که مردم این جوامع بیشتر به دنبال رفع منافع شخصی هستند.
منافع جمعی، قربانی منافع شخصی / توسعه هر کشور، منطقه یا شهرستان از مسیر تفکر و منافع گروهی می گذرد، نه از منافع شخصی

به گزارش پایگاه خبری رهیافت جنوب، سید مهدی اسعدی خوب دانشجوی دکترای توسعه و مسئول اهل قلم شهرستان بهمئی یادداشتی به این پایگاه خبری فرستاد که متن آن بدین شرح است:

نقدی بر فضای انتخابات کهگیلویه بزرگ: منافع جمعی، قربانی منافع فردی این جستار، نقدی است بر ملاک های ارزیابی مردم در انتخاب کاندید و رأی گیری در حوزه کهگیلویه بزرگ. توسعه هر کشور، منطقه یا شهرستان از مسیر تفکر و منافع گروهی می گذرد، نه از منافع فردی.

 وقتی سخن از توسعه می شود، یکی از اضلاع و محورهای چهارگانه توسعه، همان توسعه سیاسی در کنار توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می باشد و شاید بتوان مشارکت عمومی مردم را بعنوان ستون اصلی توسعه سیاسی برشمرد و به دنبال آن انتخابات آزاد و آگاهانه را نقطه مشترک اغلب نظام ههای دموکراسی محور عصر جدید دانست.

آنچه بعنوان یک خلأ و حلقه گمشده در زمینه انتخابات استان کهگیلویه و به ویژه در حوزه کهگیلویه بزرگ احساس می شود، عدم انتخاب آگاهانه برپایه خردجمعی و دوراندیشی می باشد.

شیوه انتخاب کاندید و معیار و ملاک های ارزیابی و رأی دادن در طی ادوار گذشته نشان داد که این معیارهای اشتباه، نمی توانند حوزه انتخابیه را از محرومیت، فقر، بیکاری و انزوا خارج کنند و چندان راهگشا نبودند. یکی از مهمترین ملاک های انتخاب کاندید و رأی دادن در حوزه نامبرده در ادوار گذشته و متأسفانه جبهه گیری ها و شعارها در فضای تبلیغات فعلی توسل به منافع فردی به جای تفکر و منافع جمعی است.

به این معنا که کمتر شاهد مطالبه کلی یا خرد جمعی بر فضای انتخابات حاکم می باشیم و ملاک و معیار انتخاب کاندید تحت شعاع رسیدن به امورات شخصی می باشد.

منطقه ای مانند کهگیلویه و بویراحمد که شهر و مناطق محروم زیادی از دهدشت تا لنده و دیشموک و لیکک را شامل می گردد نیاز فوری به یک جهد و تلاش جهادی و حیاتی دارد و آن همم ممکن نیست مگر با همت جمعی و مطالبات گروهی و ساختاری.

در مکتب نوسازی که به علل و چرایی عقب ماندگی کشورهای جهان سوم پرداخته می شود، یکی از دلایل فرهنگی و روانشناختی عقب ماندگی این جوامع را در ارتباط با تفکر فردگرایی و نظریه خیر محدود می دانند که مردم این جوامع بیشتر به دنبال رفع منافع شخصی هستند.

فرض بگیرید که یک فرد به تمام خواسته ها و اهداف فردی خویش دست یافت، اما وقتی در پیرامون این فرد، فقر و بیکاری، محرومیت، خشونت، نزاع دسته جمعی، طلاق و بحران هویت و دهها معضل اجتماعی و اقتصادی دیگر حاکم باشد، ممکن نیست که آن فرد هم از یک آرامش روحی و روانی برخوردار باشد و در جهانی و عصری که سخن از نظام سیستمی می رود و شعار آن هم در این جمله خلاصه می گردد که « همه چیز به هم ربط دارد» نمی توان به قیمت قربانی کردن و نادیده گرفتن منافع جمعی، دستیابی به منافع فردی را یک موفقیت قلمداد کرد و نه تنها اخلاقا، بلکه عقلا هم خطاست، زیرا آن فرد ناخودآگاه بعنوان جزئی از یک کل بیمار و ضعیف به حساب می آید و مانند عضوی سالم است که در یک بدن بیمار باشد.

بنابراین این خیال و توهمی از سر جهل و آنی نگر بیش نیست که گمان کرد می توان فقط بفکر خویش بود و با تفکر محدود فردیت، بتوان یک زندگی سالم و آرام داشت.

حضرت سعدی به زبانی گویا بیان کرد:

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چه عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند

قرار ویلکینسون و پیکت در کتاب "تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است" نشان می دهند که شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی و بی عدالتی و نابرابری در جامعه به زیان همگان و حتی به ضرر ثروتمندان می باشد زیرا در آن جامعه، اعتماد عمومی، عشق، مهربانی کمرنگ است و به جای آن، خشونت، بیماری روانی، بی اعتمادی و احساس عدم امنیت بیشتر به چشم می خورد و حتی جوانان برای ازدواج به متغیرهایی مانند عشق و علاقه کمتر توجه می کنند و بیشتر بر مادیات و موقعیت اجتماعی متکی هستند و حتی در خرید خودرو هم دنبال ماشین های شاسی بلند می باشند.

بنابراین در پایان باید گفت که به دو دلیل اخلاقی و عقلی باید منافع جمعی را مقدم بر منافع فردی دانست: نخست، اینکه تفکر فردگرایی و کسب منافع شخصی بدون در نظر گرفتن منافع جمعی، موجب معضلات اخلاقی و رواج بی اخلاقی و عقده هایی روانی در آن جامعه می گردد که دامن همه را فرا می گیرد.

دوم: عقلا هم منافع فردی را نمی توان مقدم دانست، زیرا خود آن فرد غنی هم در بلند مدت آسیب و زیان می بیند، بنابراین اخلاقا و عقلا حکم می کند که منافع و مطالبات جمعی را مقدم بر منافع فردی بدانیم و همگان سود خواهیم برد.

بقول مولانا هر که کارد، قصد گندم باشدش / کاه، خود اندر طبع می آیدش این بیت شعر بیان می دارد که انسان هدف والاتر را در نظر بگیرد، هدف کوچک تر خودش محقق می شود. بنابراین شما جمع را در اولویت قرار بده، منافع شخصی خودبخود محقق می شود.  

نظر جدید

پربازدیدها
پربحث ترین ها